جشن های آریاییان باستان
۱۳٩٠/٩/٢۸
فروردین واردیبهشت ... نظرات() 

 

 

سلام دوستای گل ایرانی

امیدوارم حالتون خوب باشه چشمک

این وبلاگ جهت اطلاع شما در مورد جشن های ایران باستان وجهت نمره گرفتن بنده میباشدنیشخند

لطفا تا میتونید نطر بدید و به این وبلاگ بیاین تا ما نمرمون رو بگیریمخنده در ضمن این که شما الآن تو این وبلاگ تشریف دارید الکی نیست ،بلکه حاصل بسی زحمت طاقت فرسا از متفکر اندیشمند و نخبه خطه ای از استان البرز (دبیرستان شرافت میباشد)نیشخندنیشخندنیشخندنیشخندنیشخندنیشخندحالا بریم سراغ جشن ها :

مقدمه:

«خدای بزرگ است اهورامزدا،آنکه این زمین را آفرید،آنکه آن آسمان را آفرید،آنکه مردم را آفرید،آنکه شادی را برای مردم آفرید»در ایران باستان ، جشن های بسیاری به پا میشده است ؛ از بسیاری جشن ها پیداست که ایرانیان برای شادی های زندگی،ارزش فراوان قائل بودند وطبع انسانی وروح دادگری و گرایش به راستی و مهربانی،خود دلیل آشکاری بر طبع تاژ (لطیف)و شادی آفرین نیاکان ما میباشد . آنچه که بیشتر فرهنگهای امروز جهان،درباره ی اندوه و غم و سر بر زانو نهادن گرامی میدارند در فرهنگ ایران بد شمرده است :

غم مخور چه غم خورنده را رامش گیتی و مینو  از میان میرود و کاهش بتن و روانش افتد .

در اوستا و نیز در نوشته های هندیان،از نوروز و مهرگان وسده سخنی نیامده است؛همچنین در نوشته های ساسانی نیز از سده یادی نشده است به احتمالی، نوروز وتا حد کمتری مهرگان که به جشن مردمان برزگر ونه گله دار و کوچ نشین می ماند،یا از بومیان ایران گرفته شده است یا از میان رودان و بابل. نشانه هایی در دست است که نزد آریاها آغاز پاییز سر آغاز سال شمرده میشده است و در ظاهر،در آغاز روزگار هخامنشی نیز،پاییز به همراه جشن های مهرگان در ماه بغ یاد ،ماه ستایش مهر، آغاز سال به شمار میرفته است.آنچه در این جا برایتان آورده ام مجموعه ای از تمام جشن های سرزمین پاکمان ایران است.جشن های باستانی ایران بر دو دسته است،جشن های همنام شدن روز  و ماه یا جشن های امشاسپندان وجشن های متفرقه .در ایران قدیم هر ماه،روزی به همان نام داشته است که آن روز را جشن میگرفته اند و برخی از این جشن ها از اعتبار  خاصی نسبت به بقیه برخوردار بوده اند؛مانند جشن مهرگان.

فروردین

یکم فروردین:اورمزد روز ،جشن نوروز در آغاز فصل بهار ـ نوروز وآغاز سال نو مناسبت های جداگانه ای هستند که با یکدیگر هم زمان شده اند .نوروز یکی از کهن ترین جشن های ملی ایرانیان است.

واژه ی نوروز از دو بخش از دو بخش نو وروز تشکیل شده که نو به معنی تازه می باشد کلمه ی نیو(new)به همین معنی می باشد.در ایران بر سر خان نوروزی هفت ظرف چیده میشد که در هر ظرف نمادی از آفرینش قرار میگرفت  که عبارت اند از:

سمنو نماد زایش و بارورى گیاهان است و از جوانه هاى تازه رسیده گندم تهیه مى شود.

سیب هم نماد بارورى است و زایش. درگذشته سیب را درخم هاى ویژه اى نگهدارى مى کردند و قبل از نوروز به همدیگر هدیه مى دادند.

مى گویند که سیب با زایش هم نسبت دارد، بدین صورت که اغلب درویشى سیبى را از وسط نصف مى کرد و نیمى از آن را به زن و نیم دیگر را به شوهر مى داد و به این ترتیب مرد از عقیم بودن و زن از نازایى رها مى شد.

سنجد نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زایندگى. عده اى عقیده دارند که بوى برگ و شکوفه درخت سنجد محرک عشق است!

سبزه نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پیوند او با طبیعت است.
درگذشته سبزه ها را به تعداد هفت یا دوازده که شمار مقدس برج هاست در قاب هاى گرانبها سبز مى کردند. در دوران باستان درکاخ پادشاهان ۲۰ روز پیش ازنوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هریک از آنها یکى از غلات را مى کاشتند و خوب روییدن هریک را به فال نیک مى گرفتند و برآن بودند که آن دانه درآن سال پربار خواهدبود. در روز ششم فروردین آنها را مى چیدند و به نشانه برکت و بارورى در تالارها پخش مى کردند.

سماق و سیر نماد چاشنى و محرک شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غیر از این گیاهان و میوه هاى سفره نشین، خوان نوروزى اجزاى دیگرى هم داشته است: دراین میان « تخم مرغ» نماد زایش و آفرینش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. «آینه» نماد روشنایى است و حتماً باید در بالاى سفره جاى بگیرد. «آب و ماهى» نشانه برکت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفندماه بر سفره گذاشته مى شود.

و «سکه» که نمادى از امشاسپند شهریور (نگهبان فلزات) است و به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب شده است.
شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بیدمشک، شیر نارنج، نان و پنیر، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى دیگر سفره هفت سین دانست. «کتاب مقدس» هم یکى از پایه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، کتاب مقدسى را که قبول دارد بر سفره مى گذارد.
چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتیان اوستا و کلیمیان تورات را بر بالا ی سفره هایشان   جای میدهند. بر سر سفره ی زرتشتیان درکنار اسپند و سنجد، « آویشن» هم دیده مى شود که به گفته موبد فیروزگرى خاصیت ضدعفونى کننده و دارویى دارد و به نیت سلامتى و بیشتر به حالت تبریک بر سر سفره گذاشته مى شود.

شماره ی هفت در فرهنگ ایرانی از تقدس و پاکی بسیار بالایی بخوردار است که دارای جهان بینی (عرفان)وآیینی میباشد.

جشن زایش اشو زردشت:ششمین روزز فروردین که بنا به نظر بسیاری محققان و موبدان زردشتی سالروز تولد زردشت اسپنتمان است، به نوروز بزرگ معروف است در این رو زردشتیان درآتشکده های هر شهر گرد هم میآیند وبه سخنرانی های مذهبی گوش میدهند ،اوستا می خوانند و تولد پیامبرشان را جشن می گیرند.

 

سیزده به در:جشن سیزده فروردین ماه روز بسیار مبارک و فرخنده است. ایرانیان چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن روز را نحس می دانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانه ی خود کنار جویبارها و سبزه ها می روند و به شادی می پردازند. تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است. بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحه ی 266 آثار الباقیه جدولی برای سعد و نحس آورده شده که در آن سیزده نوروز که تیر روز نام دارد کلمه ی ( سعد ) به معنی فرخنده آمده و به هیچ وجه نحوست و کراهت ندارد.  بعد از اسلام چون سیزده ی تمام ماه ها را نحس می دانند به اشتباه سیزده عید نوروز را نیز نحس شمرده اند. وقتی درباره ی نیکویی و فرخنده بودن روز سیزدهم نوروز بیشتر دقت و بررسی کنیم مشاهده  می شود موضوع بسیار معقول و مستند به سوابق تاریخی است. سیزدهم هر ماه شمسی که تیر روز نامیده می شود مربوط به فرشته ی بزرگ و ارجمندی است که " تیر " نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر می گویند. فرشته ی مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند.

 

جشن سروشگان رو که در 17 فروردین هست جا انداختی

جشن سروشگان:

جشن سروشگان

سُروش یکی از ایزدان باستانی ایرانیان است.سروش از ایزدان بزرگی است که بر نظم جهان مراقبت دارد، پیمان‌ها را می‌پاید و فرشتهٔ نگهبان خاص زرتشتیان است.

سروش و جشن سروشگان

در اوستا به صورت sraoša- یا seraoša-و در فارسی میانه مانوی به صورت  به معنی "شنیدن"Ösrõšahrãy یا srõšãw آمده است.این واژه از ریشه ی sru  اشتقاق یافته است و در اوستا هم به معنی "فرمانبرداری" به کار رفته است و هم نام یکی از ایزدان است.سروش ایزدی است که زمزمه کردن (نیایش) را به مردم آموخت.او ایزدی است که قبل از طلوع آفتاب بانگ زده و مردم را برای نیایش پروردگار فرا می­خواند. او از ایزدان بزرگی است که بر نظم جهان مراقبت دارد.
بنا بر روزهای ایرانیان باستان،هفدهمین روز از هر ماه به نام ایزد سروش نامیده شده است و جشنی به نام جشن سروشگان در این روز برگزار میشود.روز سروش در ماه فروردین از اهمیت ویژه­ای برخوردار بوده و جشن سروشگان گرفته می­ شده است.ایرانیان در این روز به عبادت و نیایش پروردگار پرداخته و به معابد می­رفتند.
ایزد سروش بر فراز کوه البرز کاخی دارد، با یک‌هزار ستون که به خودی خود روشن است و ستاره‌نشان (یسنه ۵۷، بند ۱۰).گردونهٔ او را در آسمان،چهار اسب نر درخشان و تیزرو با سم‌های زرین می‌رانند.هیچ موجودی از ایشان پیشی نمی‌گیرد و بدین‌گونه است که او دشمنان خود را در هر کجا که باشند، دستگیر می‌کند.سروش همیشه بیدار است و هرگز به خواب نمی رود و مخلوقات مزدا را پاسبانی می کند و برای محافظت نوع بشر هر روز و هر شب،سه بار به دور زمین می گردد.نماد مادی سروش خروس نام نهاده شده که با بانگ بامدادی خود مردم را از پی ستایش خداوند بخواند.در مجموعه ی یشت ها، یشت یازدهم برای سروش است.

برخی از صفات سروش در اوستا به قرار زیر است: قوی بازو ،چست و چالاک ، چابک ترین در میان جوانان ، شهریار جهان، دارنده ی سلاح سخت ، دارای سلاح آخته ، دارای ابزار مینوی یعنی "اهونور"، "یسنوکرتی" و "فشوشومانتره"،"تنومانتره" یعنی دارای پیکری با کلام مقدس ، پاک ترین و رد (:سرور) پاکی ،  دارای اندیشه ای والا ، خوش سخن ، نگهبان آفریدگان، پاسبان سرار گیتی و پناه دهنده ی بینوایان .
سروش در میان ایزدان نخستین کسی است که زبان به ستایش خداوند و نیایش امشاسپندان گشود. نخستین کسی که مراسم مذهبی به جای آورد و پنج گاتهای زرتشت را بسرود.ایزد سروش بر آن است تا  نیروهای اهریمنی چون "خشم"،  "کنده یا مستی" ، "بوشاسپ یا خواب و تنبلی" (و مهمتر از همه " دروغ" را  از میان ببرد.
سروش نابود کننده ی دیو آز و خشم است و به همراه مهر و رشن (دو ایزد باستانی ایرانیان)  اعمال انسان ها را سنجیده و به نیکو کاران پاداش و به بدکاران کیفر می دهد. او فرمانروا و دهبد جهان است .بر تمامی ارزه (کشور غربی) و سوه (کشور شرقی) فرمانروایی دارد. او نگهبان تن در جهان است و برای نگهبانی آفریدگان،همواره بیدار و هوشیار بر گرد جهان می گردد.هفدهمین روز هر ماه به نام ایزد سروش به عنوان پیام آور غیب و پیک ایزدی شناخته می شود.

 (راستش من اینو نمیدونستم و به لطف یکی از دوستان متوجه شدم،ممنون)

فروردینگان:نوزدهم فروردین روز جشن فروردینگان است این جشن همانطور که از اسمش پیداست به فروهر در گذشتگان پاک تعلق دارد وبه یاد روان آنها می باشد زرتشتیان عموما به پرستشگاه میروند اوستا میخوانند وبه عبادت خدا می پردازند لازم به ذکر است موبدان وسایر زرتشتبیان پیش از خواندن آفرینگان یا قسمت های دیگر اوستا آداب طهارت یعنی وضو میگیرند که در پهلوی پادیاب گفته میشد.

 

اردیبهشت

 

دوم اردیبهشت:بهمن روز جشن گردآوری گل ها وگردآوری گیا هان دارویی از صحرا

اردیبهشتگان:جشن اردیبهشتگان جشنی در ستایش و گرامی داشت اردیبهشت به معنی بهترین راستی.اردیبهشت همچنین نگهبانان آتش است چرا که آتش بهترین جلوه گاه راستی و پاکی به شمار میرفته است . جشن اردیبهشتگان یکی از جشن های بزرگ زرتشتیان است. اردیبهشت پادشاه آتش و نور است.

جشن چهلم نوروز:روز دهم اردیبهشت در نزد ایرانیان باستان جشن چهلم نوروز بوده است.وتنها نشانی که تا همین چند سال اخیر  از این جشن باقی مانده بود مراسمی بود که در شیراز در کنار چشمه ی سعدی به مناسبت این روز برگزار میشد. در این روز زنان و مردان در ساعاتی جداگانه در چشمه ی سعدی آبتنی میکردند و بر این باور بودند که در این روز ماهی ای سر از آب بیرون میآورد و انگشتری زرین را با خود می آورد که نشانه ی بخت و اقبال است . کرمانی ها  در این روز به زیارت شاه خیر الله  میروند و پختن آش شیر جزءمراسم  این جشن است.

پانزده اردیبهشت:این روز از اردیبهشت ماه برابر است با جشن گاهنبار یا جشن بهاربد که از از بزرگترین جشن های ایرانیان پیش از رواج دین زردشتی در عصر ساسانی بوده است .آخرین سند مکتوب از برگزاری جشن میانه گزارش کوتاه اما مهم ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه که از اهتمام مردم در برگزاری آن یاد میکند.

با تشکر از دوست عزیزم سبا جونقلب

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس